|
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 12:8 توسط رضا |
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 12:1 توسط رضا |
************************ عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير ************************ ************************ ************************ + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 11:43 توسط رضا |
فکر میکنم که عشق یک پرنده است.یک گل است.یک ترانه است.یا که خنده های کودکانه است.هر چه هست جاودانه است. فکر میکنم که عشق یک ستاره است.یا که افتاب.یا که ماه.نه نه.عشق یک دل لطیف پاره پاره است. فکر میکنم که عشق یک مشعل است.هر کجا که هست روشنی است.هر کجا که نیست سوت و کور و تیره است. زندگی بدون عشق مشکل است.عشق روح مطلق است.کامل است. فکر میکنم که عشق یک مذهب است.اب و باد و خانه نیست مکتب است. عشق یک حقیقت است.اولین پدیده ی طبیعت است.راز خلقت است.رمز غیبت است. عشق مرگ نیست زندگیست.سخت نیست عین سادگیست. عشق عاشقانه های باد و گندم است.اولین پناهگاه کودکی اخرین پناهگاه ادم است.یا مسیح در درون مریم است. فکر میکنم که عشق یک گل شقایق است. فکر میکنم خدا هم عاشق است. + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 11:11 توسط رضا |
|
| ||||||